بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
خورشید زندگی
هلیا دختر نازم

عکساین عکس روز جشن یلدا از بچه های مهدکودک گرفته شده که هلیا و پانیذ باهم عکس انداختن

 



موضوع : PHOTO HOUSE

نوشته شده در تاريخ 11:08 | سه شنبه 20 دی 1390 توسط مامان سارا

سلام به همه دوستای خوب و باوفا که همش با این بی وفایی های ما میومدن و به ما سر میزدن و پیغام میگذاشتن من همش یک هفته مسافرت بودم و زود برگشتم تو این مدت هلیا هم خیلی بهش خوش گذشته بود هر روز خونه مامانی بود و کمتر به مهدکودک رفته بود دیر از خواب بیدار میشد و صبحونه که میخورد هر روز میرفت ددر یه روز هم با پانیذ و خاله پروانه (دستش درد نکنه ) رفته بودن سرزمین عجایب یه روز هم با بابایی مجردی رفته بودن خونه مادرجونی (مامان بزرگ هلیا) وقتی از سفر اومدم خونه مامانی اینا خیلی هیجان زده بودم با صدای بلند هلیا رو توی راه پله صدا کردم هلیا رو که دیدم اشک تو چشمم جمع شد احساس کردم دخملی خیلی بزرگ و خانم شده مامانی هم دستش درد نکنه هلیا رو حموم برده بود و کلی ترو تمیز شده بود موهاش بلندتر شده بود من گریه میکردم هلیا می خندید

خلاصه سوغاتی هاشو یکی یکی میدادم و خوشحال میشد و می خندید قربونش برم انقدر ذوق کرده بود که اونروز بعدازظهر از شوقش ساعت 4 بغل بابایی خوابید.

ولی خیلی تجربه ی خوبی بود که از هم دور باشیم بنظر من لازم بود که پیش بیاد (مخصوصا" برای من که خیلی احساساتی هستم)

دوباره از همه دوستای خوب و باوفام تشکر و قدردانی می کنم. (ببخشید که جواب نظرات را ندادم )

 

هلیا

این نقاشی آدم آهنی هلیا خودش کشیده و خودشم عکس انداخته (دستش یه ذره لرزیده) از تولید به مصرف .........

نقاشی



موضوع : MEMMMMMMMMMORIES

نوشته شده در تاريخ 13:41 | شنبه 10 دی 1390 توسط مامان سارا
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

تازگی ها چی نوشتم

موضوعات

دوست جونای هلیا

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ









كد موسيقي براي وبلاگ

طراحی سایت آوارایان

<

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس